نوشته های محمد جواد شکوری مقدم
به همراه یک تیم صمیمی و مهربان سرویس های آپارات ، فیلیمو ، میهن بلاگ و صبا ویژن ... را مدیریت می کنیم

آخرین پستها

وزارت ارتباطات بیش از وزرات ورزش به انرژی و طراوت نیاز دارد  •  چند کلمه شوخی و جدی با مدیر تلگرام  •  باورش سخت بود ولی اتفاق افتاد !!  •  توسعه ، کجایی ؟ دقیقا کجایی ؟!  •  داستانی جالب از یك مدرس استراتژی  •  و اما آپارات فیلیمو  •  متاسفانه شادی در میان ایران بسیار کم رنگ شده  •  به کجا چنین شتابان ای عاقل ؟!  •  حضور مقامات سیاسی در شبکه های اجتماعی  •  انقدر لذت بردم که دیدم روا نیست شما نبرید  •  اخباری از آپارات و کلوب دات کام  •  یعنی میشه یک کلیپ اینقدر تاثیر گزار باشه ؟ !  •  دین دار واقعی همیشه الویت ها را می داند مثل سید مهدی قوام  •  6 میلیون ساعت کاربر ماهیانه در کلوب دات کام و ...!  •  ورود دیپلمه ها ممنوع !!  • 

یه مصاحبه و چند ملاحظه
شنبه 4 تیر 1390-12:00 بعد از ظهر




هفته گذشته یه مصاحبه كه چه عرض كنم یه گپ خودمونی با سایت وبلاگینا داشتم متن مصاحبه رو می تونید اینجا ببینید و بشنوید لازم دونستم نكاتی راجع به این مصاحبه بگم.

جابجایی سرور تو فضای مجازی مثل اثاث كشی منزل می مونه البته چون من  فقط یه بار اثاث كشی داشتم جابجایی سرور رو بیشتر درك می كنم  .این رو گفتم تا بگم روزی كه با وبلاگینا مصاحبه داشتم به تازگی یک جابجایی بزرگ روی سرورهای  آپارات داشتیم  و تمام ذكر و فكرم به جابجایی اون ها بود قرار مصاحبه رو هم از قبل گذاشته بودم و نمی خواستم كنسل كنم ، مصاحبه انجام شد، وقتی خودم گوش كردم راستش رو بخواهید اول مصاحبه كمی تو ذوقم خورد حس كردم با عجله جواب دادم با خودم گفتم نكنه شنوندگان حمل بر بی رغبتی من یا طفره رفتن از جواب دادن بدونند همین جا توضیح دادم قضیه چی بوده و لطفا به كسی برنخوره.

سعی كردم بدون سانسور به سوالات جواب بدم شاید جایی از صحبت هام ، حرف دلم رو زدم كه نباید می زدم خدا به خیر کند  .

گفت آن یار كزو گشت سردار بلند        جرمش این بود كه اسرار هویدا می كرد

اینم چند تا عکس از عکاس

http://static.mihanblog.com//public/user_data/user_files/131/392827/Pic-%2831%29_.JPG

یا علی گفتیم و عشق آغاز شد

http://static.mihanblog.com//public/user_data/user_files/131/392827/Pic-%2846%29.jpg

گاهی به آسمان نگاه کن






یک مصاحبه با یک جوان
چهارشنبه 3 آذر 1389-11:28 بعد از ظهر



چند وقت پیش از سایت جوان موفق یک مصاحبه داشتم که سوالاتش برام جالب بود ، می توانید در زیر بخوانید ....

البته بنده اصلا خودم رو موفق نمی دونم ، موفق ملاصدرا بود که رفت ...  ما فقط بازی می کنیم

برای دیدن نسخه اصلی مصاحبه  اینجا کلیک کنید







برای آشنایی بیشتر جوانان ایرانی با شما کمی در مورد خودتان و موفقیت هایتان توضیح دهید.
 
بنده متولد 1361 هستم ، ابتدا در رشته برق دانشگاه شهید چمران اهواز مشغول به تحصیل شدم و سپس پس از گذراندن 2 ترم میهمانی به دانشگاه امیر کبیر تهران  منتقل شدم و حدود ترم 6-7 بود که دیدم دانشگاه آنجور که فکر می کردم نیست و تصمیم به ترک تحصیل گرفتم و روی برنامه نویسی بیشتر تمرکز کردم.

ازچه وقتی مطمئن شدید که میخواهید در آینده چه کاره شوید و در واقع برنامه ریزی جدی تان را از چند ساله گی آغاز کردید؟
 
17 سالگی که به دانشگاه رفتم خیلی روییایی فکر می کردم و علاقه شدیدی به درس و دانشگاه داشتم و 100 % می خواستم برای ادامه تحصیل و کار به خارج از کشور سفر کنم ولی یکم که گذشت و شرایط دانشگاه رو دیدم ، تفکرم در خصوص یادگیری تغییر کرد و فهمیدم که فقط لازم است "یاد بگیرم که چه جوری یاد بگیرم" و "یادبگیرم که خوب سوال کنم" و دیگر اینکه دانشگاه یکی از هزاران مسیر یادگیری و پیشرفت است که از قضا در ایران یکی از  کند ترین راه  های حرکت رو به جلو است ،  در 20 سالگی به ای معتقد شدم که تنها یک جمله ساده و خلاقانه مانند " موبایلی بسازیم که کیسه هوا داشته باشد " و یا " ساعتی بسازیم که 100 متری زیر آب هم کار کند" باعث ایجاد تغییرات جدی در دنیای امروز ما می شود و مهندسین زیادی هستند که بتوانند  این ایده ها و یا جملات یک خطی را محقق کنند ولی انسانهای زیادی نیستند که بتوانند این جملات را بسازند .اینجا بود که به ارزش خلاقیت پی بردم ، و برنامه نویسی کامپیوتر را یکی از خلاقانه ترین  کارهای اطرافم دیدم وجذب آن شدم.

ایده اولیه کلوب از خودتان بود یا از کسی یا جایی برداشت کرده بودید؟
 
خیر ایده اولیه برای جناب آقای اورکات بود ، در آن زمانها به شدت به دنبال را ه اندازی یک وبسایتاینترنتی با یک ایده جالب بودیم و پس از ظهور اورکات همیشه با خودم فکر می کردم که چه وبسایت جالبی است ، مردم خودشان ترافیک ایجاد می کنند و احتیاج به تبلیغ هم ندارد.

یادم هست از همان اوایل هم کلوب از نظر فنی سایت قوی و بی نقصی بود و همواره از تکنولوژی های جدید برنامه نویسی نیز بهره می بردید.این توانایی های فنی تیم تان را بیشتر عامل موفقیت کارتان میدانید یا ایده های خلاقانه تجاری را؟
 
کلوب به زبان پی اچ پی توسعه داده شده است و اگر راستش را بخواهید یک کلمه پی اچ پی هم بلد نبودیم ، چیزی که بیشتر برای تیم ما مهم است ، انسجام فکری و صمیمیت پرسنل است و اگر کسی برای استخدام بیاید اصلا از او نمی پرسم که چه چیزی بلد است ، برایم سرعت یادگیری - کار تیمی و اخلاق فردی مهم است ، ما همه چیز را یادگرفتیم و هر روز یاد می گیریم ، اکثر افراد تیم ما می دانند که دانسته هایشان دلیل بودنشان در اینجا نیست بلکه اشتیاقشان به دانستن دلیل بودنشان است.

اگر جای ایران در آمریکا زندگی میکردید ممکن بود مارک زاکربرگ شوید؟
 
راستش را بخواهید اینجا به ما  خیلی سخت گذشت و می دانم در آینده سخت تر هم خواهد بود ولی اینجا را دوست دارم  و  در سن و سال بنده دیگر حوصله کوچ در دیاری نو نیست :) . ولی 100 % مطمئنم اگر در اورپا یا آمریکا بودیم ، بجای ایده پردازی و مدریریت کاربران شهر اصفهان ، به مدیریت فکر برای کاربران شرف آسیا می اندیشیدیم ، آنها در آن طرف دنیا نه از ایرانی ها  باهوش تر هستند و نه صمیمی تر ، شرایط برایشان بسیار آماده تر است ، پس سریع تر حرکت می کنند.



ادامه مطلب




مهندسین نرم افزار با لباس های راه راه
چهارشنبه 3 شهریور 1389-06:10 بعد از ظهر




10 - 11 مردادماه  ،حدود 20 روز پیش به یک  اتهام  مبهم ،  دور زدن فیلترینگ !!  دستگیر و بازداشت شده بودم.

و بقیه داستان ....

مدیران  فضای مجازی امروز و متهمین فردا !

مهندسین جوانی که شب را در کابوس دست بند با لباس راه راه به صبح می رسانند.

یه گزارش غلط ، یه اشتباه ساده ، یه برداشت نادرست ، یه غرض ورزی شخصی ، یه ناهماهنگی و رقابت سازمانی و حتی درون سازمانی و یه ناآگاهی شاید هم توهم ؛ کافی است تا با یه امضاء یا فشار دادن یک کلید تمام سرمایه ، زحمات شبانه روزی و آبروی چندین و چند ساله ات در یک چشم به هم زدن بر باد رود.

 تک و تنها در اتاقی با دیوارهای بلند به بلندی بی اعتمادی و بی مهری زمونه ! به پرده سفید خیالت خیره می شوی پاسخگویی به کاربران ، کنترل های شبانه روزی  ، هماهنگی با قوانین  ، چند میلیون ساعت سرویس دهی در ماه ، بی خوابی های شبانه ، استرس و نگرانی ، ایده پردازی ،  چالش با تکنولوژی و در نهایت بازرسی و بازداشت توسط نهادهای ناظر ، دستگاههای داور ، ارگان های نظامی - انتظامی از مقابل چشمانت رژه می روند و تمام آمال و آرزوهای جوانیت برای پیشرفت و ساختن  را با خود می برند.

یه گوشه می نشینی زانوی غم را تو بغل می گیری و به اینکه شاید بخت با تو یار باشد و قاضی پرونده ات نسبت به فضای سایبری و حمایت از سایت ها و سرویس دهندگان داخلی ، توجیه باشد دل خوش می داری.

روز بعد مقابل قاضی می ایستی.

دور زدن فیلترینگ! وجود محتوای مجرمانه در سایت! عدم توجه و دقت به خواسته های قضایی – امنیتی – انتظامی! و چند اتهام ریز و درشت دیگر که روحت هم از آن ها بی خبر است .

خوشبختانه این دفعه شانس با تو همراه بوده و آقای قاضی ، بسیار منصفانه تمایل به شنیدن توضیحات تو داره می نشینی و با استفاده ار آنچه تاکنون آموخته ای بر روی صفحه کاغذ ترسیم می کنی آنچه در فضای اینترنت در دنیا  می گذرد و اینکه تو و سایت کلوب درکجای بازی قرار داری.

یک یه یک اتهامات را پاسخ می گویی لبخند رضایت بر لبان قاضی جوان،به تو امید می دهد ، ولی دفعه بعد که شاید همین فردا و با یه پرونده دیگری از یه ضابط دیگه باشه ممکن است دوباره شانس نیاوری و با حکم یه سال حبس تعزیری مطابق با بند فلان از ماده بهمان قانون جرایم رایانه ای مواجه شوی و برنا مه نویسی در سلول را تمرین کنی.

روز بعد مقابل مونیتور پشت میزسایتت می نشینی و اخبار گذشته و حال دنیای مجازی را مرور می کنی :

"فیس بوک" معروف ترین شبکه اجتماعی با حمایت مستقیم دولت آمریکا، در پی جذب یک میلیارد کاربر در سال جاری است.
گوگل فیس بوک را شبیه سازی می کند
مدیر سرویس دهنده بلاگفا بازداشت شد.
قانون جرایم رایانه ای ابلاغ گردید.
کمیته جدید تعیین مصادیق مجرمانه در دادستانی شروع به کار کرد.
سایت کلوب دات کام بزرگترین شبکه اجتماعی کشور فیلتر شد.
فهرست موضوعی مصادیق محتوای مجرمانه قانون جرائم رایانه ای منتشر شد.
سرویس دهنده‌های وبلاگ «بلاگفا» و «پرشین بلاگ»  و "شبکه اجتماعی کلوب"  از امروز صبح فیلتر  شدند.

با اشک در چشم و بغض در گلو نجوای علی بن ابی طالب را در سایتم فریاد می زنم که
 " آنها در به ظاهر کفرشان متحد هستند و ما در به ظاهر ایمانمان متفرق و تنگ نظر"

در ره منزل لیلی که خطرهاست در آن             شرط اول قدم آن است که مجنون باشی

یا علی
محمد جواد





قلیان جادویی.. لذت یک مهندسی معکوس
چهارشنبه 6 مرداد 1389-05:21 بعد از ظهر


اینبار مطلبی که می خواهم بنویسم کمی عجیب غریبه !.... لطفا تعجب نکنید .... داستان یک قلیان جادویی

دنیای خلاقیت و نوآوری های صنعتی به سادگی و زلالی دیدن سایه یک پرنده در آب یک برکه است ، فقط باید در لحظه مورد نظر به آب نگاه کنید تا آنچه که لازم است در ذهن شما شکل بگیرید.

برای من هیچ کاری لذت بخشتر از مطالعه فرایند مهندسی معکوس روی وسایل روزمره که هر روزه همه می بینیم و با یک یا چند حرکت ساده قابل بهینه سازی هستند ، نیست .

تمام شرکتهای بزرگ در دنیا  محتاج یک یا چند جمله ساده هستند که یک محصول رو کمی بهینه کنند و بتوانند در بازار فوق رقابتی امروز دنیا چند درصد فروش برند خود را بالا ببرند.

مهندسین زیادی هستند که می توانند ساعت یا موبایلی بسازند که 50 متر زیر آب کار کند و یا اینکه موبایلی بسازند که بادکنک هوا یا همون (Air Bag) داشته باشد ، ولی کسانی که این جملات را می سازند زیاد نیستند و رهبری دنیای امروز و آینده ازان این افکار است
 
در عالم برنامه نویسی یک وقتهایی یک ایده های کاملا خارج از زمینه کار برای آدم پیش میاد ، که ممکن خیلی لذت بخش باشه ولی ریشه اصلی این افکار باز هم در همان احوالات برنامه نویسی است.


حدود 4 سال پیش  ایده ای در خصوص قلیان  به ذهنم رسید که از سال پیش به تشویق برادرم و چند نفر از دوستانم آن را اجرایی کردیم تا اینکه در اداره ثبت اختراعات به ثبت رسوندیم ، لابد به خودتون می گید عجب مطلب پیچیده و پر محاسباتی.
ایده من فقط یک کشوی ساده بود ، بله ، فقط یک کشوی ساده ، ولی در یک جای اساسی  .


http://www.mihanblog.com/public//public/user_data/user_files/131/392827/1-2.JPG

شکل ساده بالا را اگر با تمرکز و دقت بررسی کنید ، می بینید خواص نهفته باطنی و ظاهری عمیقی داره !

اسمش رو سرقلیون جادویی گذاشتیم  و یک وب سایت در همین میهن بلاگ خودمون براش ساختیم.

به مهندس بودن عادت نکنیم ، باید مهندسین را جهت داد ، خلاقیت بیش از آنکه به هوش و ذکاوت وابسته باشد به نظر من به اخلاق و روحیات مثبت و منفی وابسته است ، آنکس که سایه حرکت و تبلور یک ایده را در ذهن خود پیدا می کند ، باید به خودش بیش از دیگران نزدیک شده باشد و اینکار بدون اصلاح اخلاقی  (که مطلبی فرای مسائل مذهبی و فرهنگی است) میسر نمی شود.

از آرزوهای من این است که شرکتی وجود داشته باشد تا جمعی از جوانان خلاق را دور هم سازماندهی کند و آموزش های حرفه ای در خصوص متفاوت نگریستن به آنها داده شود تا خلاقیت را به کشورهای دیگر صادر کنیم.

شاید خیلی خوش بینم وبی توجه به شرایط روز صحبت می کنم. شاید...

برای دریافت اطلاعات بیشتر می توانید به سایت   http://www.magic-hookah.com   مراجعه کنید و کارتون مربوط به مزایای این وسیله که مورد مهندسی معکوس قرار گرفته رو ببینید.






تیم صبا یک صبح تا عصر
چهارشنبه 9 تیر 1389-05:08 بعد از ظهر


خیلی از دوستان ما براشون سوال پیش میاد که تیم صبا  یک چند ماهی نشستند و برنامه سایت کلوب و میهن بلاگ رو نوشتند دیگه این روزها چه می کنند ، تیله بازی ؟ گردو بازی ؟مارو پله ؟

عرض به محضر شما که اگر بخواهم دقیقا حق مطلب را ادا کنم و بگویم مدیریت یک سایت مانند کلوب دات کام یا میهن بلاگ  شبیه چه فعالیت ملموس دیگری است ، باید آن را به بچه داری آن هم یک بچه  چند ماهه با تمام شرایطش مثال بزنم .که البته برای افراد متاهل مثل بنده درکش راحت تر است !

یک مراقبت شبانه روزی ، بهینه سازی برنامه ها - بانک اطلاعاتی - سیستم های عامل سرورها ، رفع اشکالات سرویسهای مختلف ، پاسخگویی به کاربران ، کنترل ها ، حملات اینترنتی ، دفاع از حملات ، کنترل حجم اطلاعات و جداول بانکی ، نصب برنامه های جدید و سپس تست جدی و همه جانبه آنها  و برنامه های جانبی ، تعامل با موتورهای جستجو ، رفع مشکلات اسپم ایمیل ها ، پیدا کردن و کنترل ربات ها سیار روی سایت  و از همه فجیع تر پاسخگویی روزانه به چرا و چگونه ها و ....

کلوب دات کام یک موجود کاملا زنده است و هر روز در حال رشد ، از ایده پردازی ، برنامه ریزی و  طراحی سرویس های جدید تر تا ارتقاء و بالا بردن قابلیت ها ، هیچ روزی نمی گذرد مگر اینکه در حال تر و خشک کردن این بچه شیطون ، دردسر ساز و بازیگوش  هستیم  که صدای در و همسایه های کوچه بالایی و پایینی رو هم در آورده .

خلاصه هر روز خانواده صبا باید 4 چشمی مراقب این فسقلی باشند .

در گذشته های نه چندان دور توی دعوا معروف بود که می گفتند " یک نفر به چند نفر ؟ " الان باید تغییرش بدیم برای کلوب  که " 15 نفر  به چند صد هزار نفر ؟ "

بسیار اتفاق افتاده که در  یک مهمانی یا هنگام استراحت شبانه یا مسافرت چند روزه ، اشکالی جدی برای یکی از سرور ها پیش آمده که مجبور به رسیدگی می شویم  ، اصلا یک آلرژی وحشتناکی نسبت به این زنگ موبایلم پیدا کردم که همیشه منتظر یک خبر بحرانی هستم، از انواع و اقسام فیلترینگ گرفته تا ترکیدن سرور هایمان در کانادا !

البته فکر های زیاد و ایده های جالب دیگری هم برای سیستم هایمان داریم ولی به 100000000 دلیل نمی تونیم پیاده کنیم  و به همین 180 ماژول بسنده کرده ایم و امید واریم روزی فضای تهدید به فضای فرصت تبدیل شود و  کم کم  وب ایران مورد حمایت فکری و حقوقی بیشتری قرار بگیرد  تا تیم ما هم بتواند  با استرس کمتر ، خلاقیت و امنیت بیشتر این چند روزه دنیا را بر روی خاک نفس بکشد ، به امید زیر خاک.





نامه سرگشاده به کارگروه تعیین مصادیق
دوشنبه 31 خرداد 1389-12:24 بعد از ظهر


كارگروه تعیین مصادیق محتوای مجرمانه

 با سلام  و عرض ادب


 دیروز سایت کلوب دات کام با بیش از 1 میلیون کاربر فیلتر شده بود و امروز  هم نزدیک به یک و نیم میلیون مقاله ارسال شده توسط کاربران دچار فیلترینگ گردیده  است و  نمی دانم واقعا چه کسی می خواهد  با اینگونه اشتباهات ، لطمات  روانی ، مالی و اعتباری امثال ما را جبران کند  . و نمی دانم اگر وب ایران همین 10  سایت بزرگش را از دست بدهد بجز سایتهای آمریکایی و  به تعبیر شما بیگانه  که با سرمایگذاری های فکری و مالی دقیق و عمیق ، دیگر چه خواهد داشت و نمی دانم با سیلی زدن به صورت خانواده خودمان چه چیزی عایدمان می شود و چه انتظاری از غیر داریم.

 اگر حکومت ایالات متحده آمریکا از سایتهایی مانند یاهو -  گوگل - وردپرس -  تویتر و ... حمایت نمی کرد ، امروز تمامی میزهای کامپیوتر جوانان ایرانی و خانواده هایشان را فتح نمی کردند . آنها در به ظاهر کفرشان متحد هستند و ما در به ظاهر ایمانمان متفرق و تنگ نظر  ، و نمی دانم به چه می اندیشیم و خطبه های تلخ  حضرت امیر  در این خصوص را چند بار دیگر باید در تاریخ تکرار  کنیم.

 این را خوب می دانم که احدی از مسئولین و کارکنان آن مجموعه کوچکترین نگرانی از اتفاق دیروز و امروز ندارند و  نمی دانند اگر همین  3 میلیون نفر ساعاتی که در ماه ، این 10 همکار بنده برای کشورشان از بیگانگان به زحمت خریده اند ، با اینگونه فیلترینگ های بی دلیل متزلزل شود  ، دیگر هیچ جوانی امید به کار بر روی وب در داخل کشور را نخواهد داشت و شما اینچنین میدان را در اختیار آنهایی قرار می دهید که در نظر  ممکن است با ایشان مخالف باشید ولی در عمل  ناخود آگاه مجری برنامه های ایشان می شوید.

 این مختصر در دل بنده بود ، امیدوار نیستم کسی آن را بخواند و عکس العملی داشته باشد.

متاسفانه زمانی که  بنده با مدیریت 500 میلیون رکورد اطلاعات به نظر شما خطای ناچیزی می کنم آنچنان مورد خطاب و عتاب قرار می گیرم که گویی فاعل تمامی تخلفات دنیای مجازی هستم ، ولی وقتی اشتباهی از آن سو به این بزرگی پیش می آید ، گویی نسیمی بر سطح برکه آرام وزیده و آب از آب تکان نخورده است.

این روش خطا است و غایتش چون روز روشن.

با احترام
محمد جواد شکوری مقدم
سرپرست تیم مدیریت سایت کلوب و میهن بلاگ 





  • تعداد صفحات :2
  • 1  
  • 2